علم دامپزشکی یکی از مهمترین شاخههای علوم زیستی و پزشکی است که به بررسی، پیشگیری، تشخیص و درمان بیماریهای حیوانات میپردازد. آشنایی با واژگان تخصصی دامپزشکی به زبان آلمانی برای دانشجویان، دامپزشکان و علاقهمندان به تحصیل یا کار در کشورهای آلمانیزبان بسیار ضروری است. در این مطلب، مجموعهای از واژگان کلیدی و جملات کاربردی مرتبط با این رشته به زبان آلمانی همراه با ترجمه فارسی ارائه شده است که میتواند گامی مؤثر در مسیر یادگیری تخصصی این زبان باشد.
واژگان تخصصی دامپزشکی به آلمانی (60 کلمه)
| واژه آلمانی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| der Tierarzt | دامپزشک مرد |
| die Tierärztin | دامپزشک زن |
| die Tiermedizin | پزشکی دامپزشکی |
| das Haustier | حیوان خانگی |
| das Nutztier | دام اهلی |
| die Impfung | واکسیناسیون |
| die Operation | جراحی |
| die Krankheit | بیماری |
| die Diagnose | تشخیص |
| behandeln | درمان کردن |
| die Behandlung | درمان |
| das Symptom | نشانه |
| das Antibiotikum | آنتیبیوتیک |
| die Tablette | قرص |
| das Rezept | نسخه دارویی |
| der Tierpfleger | مراقب حیوانات |
| die Klinik | کلینیک |
| der Patient | بیمار (در اینجا حیوان) |
| die Untersuchung | معاینه |
| die Wunde | زخم |
| heilen | شفا دادن |
| impfen | واکسن زدن |
| die Infektion | عفونت |
| das Fell | پوست/مو حیوان |
| der Knochen | استخوان |
| das Herz | قلب |
| der Magen | معده |
| der Darm | روده |
| das Blut | خون |
| das Röntgenbild | عکس رادیولوژی |
| der Ultraschall | سونوگرافی |
| die Anästhesie | بیهوشی |
| die Narkose | بیهوشی |
| der Tiernotdienst | خدمات اورژانس دامپزشکی |
| das Futter | خوراک حیوان |
| füttern | غذا دادن به حیوان |
| die Allergie | آلرژی |
| die Parasiten | انگلها |
| der Floh | کک |
| die Zecke | کنه |
| entwurmen | ضد کرم دادن |
| kastrieren | اخته کردن |
| sterilisieren | عقیم کردن |
| der Welpe | توله سگ |
| das Kätzchen | بچه گربه |
| das Pferd | اسب |
| die Kuh | گاو |
| das Schaf | گوسفند |
| das Huhn | مرغ |
| die Ziege | بز |
| die Untersuchungstisch | میز معاینه |
| die Spritze | سرنگ |
| das Medikament | دارو |
| das Stethoskop | گوشی پزشکی |
| der Käfig | قفس |
| die Tierhaltung | نگهداری حیوانات |
| die Genesung | بهبودی |
| die Geburt | زایمان |
| die Tierseuche | بیماری همهگیر حیوانی |
| die Hygiene | بهداشت |
| das Tierheim | پناهگاه حیوانات |
جملات کاربردی با استفاده از واژگان تخصصی حوزه دامپزشکی به زبان آلمانی
- Der Tierarzt untersucht die Kuh.
دامپزشک گاو را معاینه میکند. - Die Tierärztin hat dem Hund eine Impfung gegeben.
دامپزشک زن به سگ واکسن زد. - Das Haustier braucht eine Operation.
حیوان خانگی نیاز به جراحی دارد. - Die Diagnose zeigt eine Infektion.
تشخیص نشاندهنده عفونت است. - Ich füttere mein Kätzchen zweimal am Tag.
من دو بار در روز به بچه گربهام غذا میدهم. - Der Patient ist ein verletztes Pferd.
بیمار یک اسب آسیبدیده است. - Die Behandlung dauert mehrere Tage.
درمان چند روز طول میکشد. - Das Symptom ist Fieber.
نشانه بیماری تب است. - Der Hund hat eine Allergie gegen das Futter.
سگ به غذا حساسیت دارد. - Die Wunde muss desinfiziert werden.
زخم باید ضدعفونی شود. - Das Tierheim kümmert sich um streunende Tiere.
پناهگاه حیوانات از حیوانات ولگرد مراقبت میکند. - Der Tiernotdienst kam mitten in der Nacht.
خدمات اورژانس دامپزشکی نیمهشب آمدند. - Das Blutbild ist normal.
آزمایش خون طبیعی است. - Das Röntgenbild zeigt einen gebrochenen Knochen.
عکس رادیولوژی استخوان شکستهای را نشان میدهد. - Der Tierpfleger reinigt den Käfig jeden Tag.
مراقب حیوانات هر روز قفس را تمیز میکند. - Die Katze wurde sterilisiert.
گربه عقیمسازی شد. - Das Medikament muss dreimal täglich gegeben werden.
دارو باید سه بار در روز داده شود. - Der Hund hat Parasiten.
سگ انگل دارد. - Ich habe eine Tablette für das Schaf gekauft.
من یک قرص برای گوسفند خریدم. - Die Klinik ist rund um die Uhr geöffnet.
کلینیک به صورت ۲۴ ساعته باز است. - Das Tier ist nach der Narkose sehr müde.
حیوان پس از بیهوشی بسیار خسته است. - Die Geburt verlief ohne Komplikationen.
زایمان بدون مشکل انجام شد. - Das Stethoskop liegt auf dem Untersuchungstisch.
گوشی پزشکی روی میز معاینه قرار دارد. - Das Huhn hat aufgehört zu fressen.
مرغ خوردن را متوقف کرده است. - Die Hygiene ist in der Tierklinik sehr wichtig.
بهداشت در کلینیک دامپزشکی بسیار مهم است. - Das Kätzchen hat Flöhe.
بچه گربه کَک دارد. - Der Welpe wurde geimpft.
توله سگ واکسینه شد. - Wir entwurmen die Ziege regelmäßig.
ما به طور منظم بز را ضد کرم میدهیم. - Die Kuh bekommt eine Ultraschalluntersuchung.
گاو سونوگرافی میشود. - Das Antibiotikum hilft bei der Infektion.
آنتیبیوتیک به درمان عفونت کمک میکند.
نتیجه گیری
یادگیری واژگان و ساختارهای جملاتی مرتبط با رشته دامپزشکی به زبان آلمانی، نهتنها برای دانشجویان و متخصصان این حوزه مفید است، بلکه به درک بهتر متون تخصصی، ارتباط مؤثر با همکاران بینالمللی و ادامه تحصیل در دانشگاههای آلمانیزبان کمک بزرگی میکند. این مجموعه واژگان و جملات، با دقت و انسجام توسط آکادمی آموزشی پوریا خانی گردآوری شده تا به عنوان منبعی مفید در مسیر یادگیری زبان تخصصی مورد استفاده قرار گیرد.